Friday, September 28, 2007

اونی که به ما ++++ کلاغ +++++ بود

و زندگی همچنان می گذرد. هفته خیلی شلوغی داشتم. الان که آخر هفته شده و باید خوشحال باشم، نمی دونم چرا یکمی دلم گرفته. شاید چون خیلی خسته هستم. الان از زمانهاییه که می تونم با یه سخنرانی چندصد نفر رو به خودکشی دسته جمعی وادار کنم. گذشته از همه چیز دلم می خواست این داستان احمدی نژادی تموم بشه. راستش یکم زور داره که هر مادر مرده ای که از جاش بلند شده یه حرفی درباره مملکت من بزنه. اگه فارسی بلد بودند براشون می خوندم اونی که به ما استراحت نکرده بود کلاغ مجروح بوده. به انگیسی چی میشه؟

The only one who hadn’t peed on us, was torn ass crow?

Sunday, August 19, 2007

کاپيتان هادوک و هيچی

این کاپیتان هادوک که نمی شناسمش گاهی حرفهای جالبی میزنه مثلا

Only the victory of paper over rock is rather questionable.

لیز بخورید، لیز خورندگان از سعادتمندانند

Posted by Picasa

عکس واقعی من در حین لیز سواری

چندیست اقبال یار بوده به ورزش شریف لیز سواری بر یخ روی آوریم. چندان خوش بوده که هر باره به مدت دو ساعت و نیم استلزاز نمودیم. از کودکی ارزو داشتیم سر زیادی بخوریم اما ممکن نمی افتاد. تا این که در این بلد کفر سعادت نصیب گشت. برخلاف گفته اسلاف چندان هم دشخوار نبود. هم الانه ما بسیار به پیش و اندکی به پس لیز می رویم. هرچند تا رسیدن به مرتبه سماع راهی بس طویل در پیش است.

Monday, July 30, 2007

دوست کوچولوي دوست داشتني


اينم يک دوست کوچولو تو همون مسافرت



Posted by Picasa

Banff National Park


طبیعت همه جا زییاست. ما این آخر هفته رو در طبیعت زیبای پارک ملی بنف گذروندیم. تجربه جالبی بود بویژه دیدن این حیوانات دوست داشتنی که آنقدر احساس امنیت می کردند که اصلا هیچ تمایلی هم به فرار هم نداشتند. کلی هیجان زده شدیم! ع







خانوم تن بلوری


همه آقايون هميشه دنبال خانمي هستند که تنش از بلوره و از اینورش انورش پیداست.
بالاخره من موفق شدم اين خانم رو پيدا کنم. تازه این هیچی تو دلش نیست! اگه کسی آدرس می خواد اعلام کنه!
خنده فرمودیم




نم
Posted by Picasa

Thursday, July 12, 2007

کلگری استمپید، بزرگترین فستیوال فضای باز دنیا


این روزها شهرکلگری در حال برگذاری فستیوال سالیانه استمپید هست. این فستیوال مجموعه ای از رقابتهاست که به فرهنگ و سنت روستایی و گاوچرانی آمریکای شمالی برمیگردد. از این نظر کلگری در کانادا مثل تگزاس در آمریکاست و سنتهای زندگی در روستاها و خارج از شهر در آن قوی است. تاریخچه فستیوال استمپید (فکر می کنم به معنی رم کردن اسب اگر معنی دیگری نده) به 1884 برمیگرده ولی شکل امروزی آن از سال 1971 شکل گرفت. مسابقات هم بیشتر روی مهارتهای سنتی گاوچرانی مثل رام کردن اسبهای وحشی، رام کردن گاوهای وحشی، راندن دلیجان، گرفتن گاوهای فراری متمرکز است ولی مسابقات دیگری مثل نعلبندی یا مسابقه اسبهای پونی هم برگذار میشه. روز اول این مسابقات هم با رژه گروهها شروع میشه. در سالهای اخیر گروههای حقوق حیوانات خیلی روی این مسابقات حساس شدند. برای همین هم سعی میشه مسابقات خیلی انسانی تر از قبل برگذار بشه. تا جایی که من دیدم خطر مسابقات برای آدمها خیلی بیشتر از حیوانات بود. قوانین هم خیلی سخت گیرانه است و هر حرکت خطرناک برای حیوانات باعث از دست دادن امتیاز زیاد یا باخت میشه. میتونم با اطمینان بگم از بکس حرفه ای خیلی خیلی انسانی تره. در کنار اون هم صدها جشن سنتی برگذار میشه که از سرخپوست ها تا اقلیت های دیگه مثل هندی ها فرهنگ خودشون رو به نمایش میگذارند. شهر بازی و سایر تفرحیات مثل دبرنا (بینگو) و اقسام بار و قمار بپاست. گروههای معروف موسیقی و خوانندگان مشهور هم در حال برگذاری کنسرت همستند. به طور کلی تنها ده روزی در سال است که کلگری از حالت یه شهر آرام و ساکت در میاد و میشه توش کلی خوش گذروند. سال دیگه منتظرتون هستیم.

Friday, July 06, 2007

Thursday, June 28, 2007

بنزین

بلاخره یک کاری درباره بنزین انجام شد. سرمایه ای که در از این طریق هدر میره وحشتناک هستش. به نظر من این بهترین زمان برای انجام طرح بود. به سه دلیل. اول اینکه تنها زمانی بود که دولت و مجلس و ارتش و سپاه و همه با هم تو یه مسیر هستند و می توانند و مجبورند پی آمدهای احتمالی رو کنترل کنند. دوم اینکه سودش به جیب مملکت میره دودش تو چشم احمدی نژاد. سوم اینکه فعلا من تو ایران نیستم و برای من دردسری نداره! امیدوارم مسئولان جا نزنند

و چه سخت است امتحان

امروز امتحان داشتم. تقریبا سخت بود. ولی تموم شد. اگر این وبلاگ رو می خونید و مستجاب الدعوه هم هستید، جای دوری نمیره یه دعایی هم به حال ما کنید. انشالله در امتحان زندگی تون قبول بشوید