امروز ما اینجا نشسته ایم و به ریش همه هموطنان می خندیم. در حالی که هوا در ولایات منفی ده و پایین تر است ما اینجا به لطف شینوک هوای بالای صفر داریم و صفا می کنیم. کلی جگرمان خنک شد. از بس همش این هموطنان به ما می گفتند: آخی بمیرم اونجا هوا منفی ده شده!؟ برف هم حسابی همه رو کلافه کرده که عجیب نیست چون هنچین اتفاقی هر چند سال یکبار می افته و آماده شدن براش هزینه زیادی داره. به نظر همون ادارات رو تعطیل کنند بهتره. کارمند ها هم می تونند به جای اداره توی خونه بخوابند.
Showing posts with label ایران. Show all posts
Showing posts with label ایران. Show all posts
Sunday, January 06, 2008
جگرمان خنک شد
Friday, September 28, 2007
اونی که به ما ++++ کلاغ +++++ بود
و زندگی همچنان می گذرد. هفته خیلی شلوغی داشتم. الان که آخر هفته شده و باید خوشحال باشم، نمی دونم چرا یکمی دلم گرفته. شاید چون خیلی خسته هستم. الان از زمانهاییه که می تونم با یه سخنرانی چندصد نفر رو به خودکشی دسته جمعی وادار کنم. گذشته از همه چیز دلم می خواست این داستان احمدی نژادی تموم بشه. راستش یکم زور داره که هر مادر مرده ای که از جاش بلند شده یه حرفی درباره مملکت من بزنه. اگه فارسی بلد بودند براشون می خوندم اونی که به ما استراحت نکرده بود کلاغ مجروح بوده. به انگیسی چی میشه؟
The only one who hadn’t peed on us, was torn ass crow?
Thursday, June 28, 2007
بنزین
بلاخره یک کاری درباره بنزین انجام شد. سرمایه ای که در از این طریق هدر میره وحشتناک هستش. به نظر من این بهترین زمان برای انجام طرح بود. به سه دلیل. اول اینکه تنها زمانی بود که دولت و مجلس و ارتش و سپاه و همه با هم تو یه مسیر هستند و می توانند و مجبورند پی آمدهای احتمالی رو کنترل کنند. دوم اینکه سودش به جیب مملکت میره دودش تو چشم احمدی نژاد. سوم اینکه فعلا من تو ایران نیستم و برای من دردسری نداره! امیدوارم مسئولان جا نزنند
Subscribe to:
Posts (Atom)