Showing posts with label طبیعت و سفر. Show all posts
Showing posts with label طبیعت و سفر. Show all posts
Tuesday, December 30, 2008
Sunday, October 19, 2008
Tuesday, August 05, 2008
برنامه ریزی
زندگی غیرقابل پیش بینی با برنامه ریزی زیاد همخوانی ندارد. و من هم زیاد یاد نگرفته ام برای کارهای معمولی برنامه ریزی کنم. همیشه می دانم که استراتژیم برای شش ماه و یک سال و بیشتر چیه ولی سختمه که خودم را متقاعد کنم برای تعطیلات ماه آینده و دو ماه آینده برنامه بریزم. چه برسد به شش ماه دیگه. اما این مردمان چنان در کار برنامه ریزی بخصوص برای تفریحات هستند که به سادگی همه انتخابهای معقول برای یک تعطیلات مناسب را درو می کنند. نتیجه اینکه باید کم کم من هم انسانی متمدن بشوم. این هفته بعد از سختی هایی که برای پیدا کردن جا کشیدیم تصمیم گرفتم از الان برای ماه آینده جا بگیرم. تا دیروز هم یک عالمه جا موجود بود ولی امروز گویا همه آدمهایی که مثل ما با مشکل مواجه شده بودند تصمیم گرفتند زود بجنبند. باید جنبید! باید برنامه ریخت!
Monday, August 04, 2008
Tuesday, July 29, 2008
Sunday, June 15, 2008
Tuesday, March 25, 2008
بروبکسوسورس
کانادایی ها و آمریکایی ها هم مثل هر دو ملت همسایه کرکری های خاصی بین خودشون دارند. مثلا توی فیلمهای آمریکایی می بینید که یک بچه ای چند تا غاز را دنبال می کند و داد می زند برید گم شید. برید کانادا! از اون طرف کانادایی ها خودشون رو شبیه اروپایی ها می دونند و میگن آمریکایی ها بی نزاکت هستند. در ضمن کانادایی ها خیلی علاقه دارند که اعلام کنند فلان موزه یا نمایشگاهشون بزرگترین در روی زمین (در واقع منظورشون بزرگتر از مشابه آمریکاییش) هستش و اما بعد
موزه زمین شناسی شهر درام هلر به اسم
Royal Tyrrell Museum
شناخته میشه. کانادایی ها ادعا می کنند که این بزرگترین موزه دایناسورهاست. خیلی مطمئن نیستم که راست باشه ولی واقعا فسیل هایی که دارند بی نظیره. من اون وقتهایی که هنوز نفهمیده بودم ثروت بهتر از علم است علاقه زیادی به فسیل شناسی مهره داران و بویژه دایناسورها داشتم (حیثیتا لازم به ذکر است که علاقه من قبل از فیلمهای سری پارک ژوراسیک آغاز شد و ناشی از تب دایناسور دوستی نبود). اما از آنجایی که اولا فسیل دایناسور در ایران نبود و دوم اینکه وجود فسیل داینا های عزیز به معنی عدم وجود نفت هستش از شوق افتادم و رفتم دنبال کارهای دیگه. ولی اطمینان دارم که اگه در البرتا درس خوانده بودم حتما الان یک دایناشناس بودم.
شناخته میشه. کانادایی ها ادعا می کنند که این بزرگترین موزه دایناسورهاست. خیلی مطمئن نیستم که راست باشه ولی واقعا فسیل هایی که دارند بی نظیره. من اون وقتهایی که هنوز نفهمیده بودم ثروت بهتر از علم است علاقه زیادی به فسیل شناسی مهره داران و بویژه دایناسورها داشتم (حیثیتا لازم به ذکر است که علاقه من قبل از فیلمهای سری پارک ژوراسیک آغاز شد و ناشی از تب دایناسور دوستی نبود). اما از آنجایی که اولا فسیل دایناسور در ایران نبود و دوم اینکه وجود فسیل داینا های عزیز به معنی عدم وجود نفت هستش از شوق افتادم و رفتم دنبال کارهای دیگه. ولی اطمینان دارم که اگه در البرتا درس خوانده بودم حتما الان یک دایناشناس بودم.
Subscribe to:
Posts (Atom)






