Showing posts with label تغذیه. Show all posts
Showing posts with label تغذیه. Show all posts

Tuesday, December 23, 2008

سوشی خوران

بالاخره تونستم ماهی خام بخورم بدون اینکه گلاب فشانی کنم. به آن بدی هم که فکر می کردم نبود. البته سوشی در مقابلش یک غذای ایرانی محسوب میشه! نمی دونم چرا ما فقط به این آدمهایی که ملخ و سوسک می خورند گیر می دیم. حالا یک وقت دیدی آن را هم خوردم. من به ذائقه مردم آفریقا بیشتر از ژاپنی ها اعتماد دارم

پ.ن. دیگه بعد از خوردن ماهی خام قرتی بازی را کنار گذاشتم و باقلا پلو هم خوردم! دیگه از سوشی که بدتر نیست

Wednesday, December 10, 2008

از شکر خوردن پشیمان گشته ام

توی یکی از کتابهای دبستان نوشته بود که دو حبه قند برای شیرین کردن یک گالن آب کافی است. این موضوع برای من خیلی عجیب بود چون من نصف شکردان را در چایی صبحانه ام خالی می کردم ولی شیرین نمی شد. چطور ممکن بود با دو حبه قند یک گالن آب را شیرین کرد. از طرف دیگه تا مدتها عادت داشتم که قهوه خیلی شیرین بنوشم. آنقدر شیرین که کلا مزه قهوه را احساس نکنم. خیلی طبیعی و یواش یواش با کم کردن مقدار شکر قهوه ( از روی دست اطرافیان تقلب کردم) حالا به جایی رسیده ام که قهوه را بدون شکر می نوشم.

همین موضوع تا حد زیادی در مورد غذا هم صدق می کند. آدمی که هیچ غذای تند و هیچ سس شیرینی دوست نداشت حالا به غذای تند علاقه مند شده است و افسوس غذاهایی که در هند نخورد را دارد و پایه غذای ژاپنی و تایلندی شده.

خلاصه قصه اینکه به این نتیجه رسیده ام که ذائقه تغییر پذیر و تربیت پذیر است. البته کمی زمان لازم است تا شگفتی مزه های نا آشنا از بین برود و لذت بردن از آن مزه شروع شود. شاید روزی ماهی خام هم خوردم! کار خدا را چه دیدی